بازی ناجوانمردانه | Unfair Game

Language: Farsi

 

 

Who can you trust in this unfair game?

Would you ever forget what happened to them?

به که می توان اعتماد کرد در این بیدادگاه؟

مگر می توان فراموش کرد چه بر سر آنها آمد؟

When everything is crystal clear,

to which light you will leave your soul to be salvaged?

وقتی همه چیز مانند روز برایت روشن است،

روحت را به صیقل کدامین نور می سپاری که رستگار شده ام؟

What do you replace the caged birds with

when your rent eyes do not feel the life?

پرنده های پر بسته را با چه جایگزین می گنی

وقتی چشمان دریده ات زندگی را رها کرده اند؟

Whom will you search for

when a bird’s neck is pressed between their harsh fingers?

به دنبال که خواهی گشت زمانی که گلوی پرنده ای

در میان انگشتان زمختی هر لحظه فشرده تر می شود؟

When will your heart’s limbo end the doubt between being alive and living the life

while they are planting the lies in your blood?

برزخ دلت کی به این تردید زندگانی و زنده مانی پایان خواهد داد

وقتی دروغ را در خون تو می کارند؟

Leave the beautiful eyes of the deer in your mountains behind,

so maybe one day you will fall in love again!

…از چشمان زیبای آهوی خرامان کوهستانت بگزر

تا باز روزی به کی، به کجا و به که دل ببندی؟

You look with your eyes full of worry to prove that we can?

Alas, we might have been able to, but not anymore….

با چشمان نگرانت می نگری که بگویی ما می توانیم؟

.دریغ از اینکه ما شاید می توانستیم، اما دیگر نمی توانیم

There is no way left anymore,

Take yourself and go…

دیگر راهی نیست،

!سرت را بدزد و برو